.: IVI :. | ||
|
مقدمه
![]() صفحهی تلویزیون نیمهبرفک است. مردی را به نمایش درآورده که در بین سیاهی خالص بهدنبال راهی برای خروج است. کلت و چراغ قوهای کم سویی را به همراه دارد و بیآنکه بداند به کدام سو میرود، بهدنبال شکست تاریکی است.چهرهاش را ترس فراگرفته و نمیداند در آن سیاهی مطلق چه میکند. تیتراژ آغاز میشود. خطوط سفید بر صفحه تلویزیون به نمایش در می آید.....نویسنده ... آلن ویک ...
سم لیک و شرکت پرسر و صدایش یعنی Remedy، استاد داستانسراییهای پیچیدهاند. اگر به چندین سال پیش و به زمان سری مکسپین نگاهی بیاندازید، خواهید فهمید که یکی از پایه گذاران ورود تکنیکهای سینمایی به دنیایبازیهای ویدئویی شرکت اروپایی Remedy است. البته نمیتوان مکس پین را با فیلمهای درجه یک سینمای جهان مقایسه نمود؛ زیرا مکسپین با وجود تمام زیباییهایش یک نوآر درجه Bبه حساب میرود. ولی باید اغرار کرد درمقابل بازیهای آن موقع صنعت گیم چیزی از یک شاهکار هنری کم نداشته است. بماند که این بازی از نظر شخصیتپردازی گامهای بینظیری را به سود صنعت بازیهای ویدئویی برمیدارد. آلنویک شاهکار داستان سرایی اخیر سم لیک و گروه نویسندهی اوست. داستانی با مفاهیم بزرگ سالانه که در حین ارائهی یک سناریو کلاسیک شما را بر سر جایتان میخکوب میکند. نمیتوان گفت آلنویک تحولی شگرفت را ایجاد کرد.باید اعتراف کرد آلنویک تمام پرداختهای روایتی را در سطح بالایی بهنمایش گذاشت. نباید از نسخهی جدید این سری Alan Wake American Nightmare به عنوان یک بازی فرعی و البته آرکید انتظارات زیادی داشت ولی بهشخصه از افت کیفیت بخش داستانی بهت زدهام. با اینکه ایدهی اولیهی بازی و استفاده از حلقهی تکرار بسیار ناب و فوقالعاده به نظر میرسد، ولی در هر صورت پرداخت نهایی انتظار هواداران یک داستان ناب را برآورده نمیکند. البته نباید از ارزشهای این عنوان کوچک گذشت؛ زیرا معتقدم این بازی حکم تمرینی را برای تیم سازنده آلن داشته است.
داستان و شخصیت پردازی
اولین نکتهی بخش داستانی بازی ایدهی اصلی آن است. قراردادن آلن در حلقهی تکرار تا زمانی که او بتواند این لوپ را بشکاند. اما نکتهای که بهشدت به داستان بازی ضربه می زند در پرداخت نهایی و کارگردانی بازی پنهان شده است.کارگردان در بیشتر مواقع از روی دست فیلمهای ترسناک درجه دو آمریکایی تقلب کرده و همین عامل، رویدادهای داخل بازی را قابل پیشبینی میکند.خیلی دوست داشتم لیک کمی دست از ساختار کلاسیک نوشتار فیلمنامهها برمیداشت ولی مثل این که آرزوی من در این نزدیکیها برآورده نمیشود.داستان AN حتی به اندازهی نصف نسخهی اصلی بازی کشش و گیرایی ندارد. جالب آن که در بعضی مواقع کاملاً اعصاب شما را به هم میریزد و ذهنتان را خسته میکند. البته همین داستان به بسیاری از بازیهای امروز صنعت بازیهای ویدئویی برتری دارد، اما از Remedy کیفیت دیگری انتظار میرود. در کنار این تکنیکهای پرداخت شخصیت بهتر از قبل انجام شده است. به شخصه از ترکیب تصاویر رئال برای میانپردههای بازی راضی نیستم ولی این قطعات سینمایی کار خود را به خوبی انجام میدهند. البته بازیگری که به جای آلنویک در نظر گرفته شده است از لحاظ بازی کیفیت مناسبی را ارائه نمیدهد و شاید بهتر آن که بگویم تنها تقصیر او نیست؛ میانپردههای سینمایی کاملاً باعجله و شتاب زده ضبط شدهاند. باقی کاراکترهای بازی نیز آنقدر حضور ندارند تا نیاز به شخصیتپردازی برای آنها حس شود.
![]() وقتی میگویم لیک تکنیکهای هالیوود را بدون کوچکترین تغییری کپی میکند باید دقت کنید. به آلن فکر کنید و البته دیگر کارکترهای اصلی بازی را نیز از یاد نبرید. به آنها نیز فکر کنید.نکتهی خاصی به نظرتان نمیرسد؟!آلنی که سم لیک در AN به نمایش درآورده است، درست به مانند دیگر قهرمانان آمریکایی علاقه خاصی بهنجات بانوان دارد. تمام شخصیتهای کلیدی بازی یا بهتر بگویم تمام شخصیتهایی که آلن در بازی با آنها برخورد و کنش(فعل و انفعال بین دو کاراکتر) دارد به طرز عجیبی مونث هستند و زمانی حرف من برای شما محرز میشود که سه دور پیاپی با آنها برخورد می کنید. شاید این سوال برایتان پیش میآید که چرا تمام مردها تسخیر تاریکی شدهاند و این بانوان محترمه را تحدید مینمایند. البته برای این که کاملاً مسئله را درک کنید شما را به سکانس ویدئویی نهایی بازی ارجاع میدهم تا با یک قهرمان هالیوودی بیشتر آشنا شوید! واقعا باید اعتراف کنم آلن در AN با نویسندهی پر از مشکل و کاملاً معمولی که میشناختم متفاوت است. درنهایت داستان بازی کیفیتی که انتظار داشتم را برآورده نکرد. حتی دست نوشتههای تایپی داستانهای آلن نیز دیگر به اندازهی گذشته جذاب نیست.فکر نمیکنم آن کیفیتی مد نظر من، از سم لیک و گروهش توقع بیجایی باشد. کارگردانی
![]()
کارگردانی بازی بههمان اندازه که داستان را تخریب میکند به گیمپلی بازی را اوج می دهد. آلن ویک به خودی خود پتانسیل بسیار زیادی برای ترساندن بیننده دارد. این پتانسیل آنطور که باید در نسخهی اول به کار گرفته نشد. در نسخهی اصلی دلهره وجود داشت ولی هیچ وقت نمیتوانست شما را میخکوب کند. بازی ترسناکتر از قبل شده است.شما را واقعاً میترساند. نمیگذارد برجایتان راحت لم بدهید و از کشتن تسخیرشدهگان لذت ببرید. کارگردان بازی روشهای زیادی را بهکار برده و جالب آن که لوپ شدن مراحل نیز به عمل کرد وی کیفیت خوبی را تزریق کرده است. چیدمان مراحل نیز کاملاً راضیکننده است. همانطور که گفتم فضای داستانی فدای تغییرات گیمپلی شده است و باتوجه به روند مثبت این بخش نمیتوان به طراحان بازی ایراد آن چنانی وارد نمود، غیر از آن که ای کاش به ایدهی ناب داستانی بازی کمی رحم میکردند.
گیم پلی
![]() گیمپلیAN واقعا خوب عمل میکند. با وجود تکرارشدن محیط، شما باز هم راغب به ادامهی مسیر هستید. احساس میکنم آن فضای SandBox مانندی که سم لیک در اوایل معرفی نسخهی اصلی بازی از آن صحبت مینمود، در این بازی نسبتاً عملی شده است. فضایی که اجازهی گشت و گذار کامل را در محوطهای نسبتاً وسیع میدهد، ولی در عین حال میتوانید داستان را کاملاً خطی پیش ببرید. البته بهخاطر چربیدن فضا و اتمسفر هنوز هم نمیتوان سنگین بودن وزنهی ترازو بهسمت خطی بودن را انکار کرد و در عینحال چرخیدن در فضای بازی آنچنان خطرناک است که شما بهتر میبینید راه مستقیم خود را پی بگیرید. عنصر نور هنوز همان نقش حیاتی خود را ایفا میکند. شما به وسیلهی فوکوس چراغ قوه باید سپر تاریکی را از بین ببرید تا بتوانید از پس تسخیرشدگان برآیید. هنوز چراغهای برق حکم احیاکنندهی سلامتی شما را برعهده دارند اما تغییر قابلتوجهی که صورت پذیرفته، قطع ناگهانی برق این چراغها بعد از حضور شماست. بنابراین دیگر مثل گذشته نمیتوانید با این روش از دست Takenها بگریزید. همین یک تغییر، بازی را بهشدت سختتر میکند. به علاوه تسخیرشدگان نیز از هوشمصنوعی بسیار خوبی بهره میبرند و نکتهی دیگر در تنوعی دشمنان شما خلاصه می شود. این تنوع باعث می گردد برای نابودی هر تسخیرشدهی تاریکی مجبور به اخذ روشی خاص باشید. چیزی که گیمپلی AN را خوشایندتر از قبل میکند بیشتر شدن وابستگی پیشبرد بازی به استراتژی شماست. البته طراحی مراحل و چالشها نیز به خوبی عمل میکنند؛ مخصوصاً استفادهی بسیار به جا از سیستم مقاومت در یک محدودهی زمانی که کاملاً با سبک ترسناک بازی سنخیت دارد. فکر کنم حالا متوجه منظور من شدهاید. این بازی مطمئناً تمرینی برای اجرای یک گیمپلی نو در سری آلنویک بوده است.رفع شدن مشکل یک نواختی نسخهی اول گامی بزرگ میباشد تا شاید در آینده با شاهکاری عظیمتر رو به رو شویم.بهتر است کمی به رابط کاربری و طراحی مراحل بپردازم. رابط کاربری نسبتاً قابل قبول از آب درآمده است. البته تنظیمات پایهی نسخهی کامپیوتر پر اشکال است ولی با کمی تغییر به راحتی با آن ارتباط برقرار میکنید. تنوع سلاح در بازی کم است و ای کاش طراحان در پخش مهمات آن قدر دست و دل باز عمل نمیکردند تا شاهد بهچالش کشیدن بازیکن از این طریق میبودیم. چینش و طراحی معماهای کاملاً عادی به نظر میرسد. شاید اگر کمی در چینش معماها و استفاده از محیط دقت میشد، بازی در این بخش نیز رتبه ی بالایی را به خود اختصاص می داد. در کنار بخش داستانی قسمت Challengeها با چندین Map شما را در برابر حجوم Takenها میآزماید. با توجه به محدودیتهای ساخت و حجم نهایی اثر این مراحل اضافه در بهترین حالت ممکن خود قرار دارند و خیلی راحت میتوانند کاملاً اعتیادآور، شما را ساعتها غرق در بازی نگه دارند. درنهایت گیمپلی آزمایش خود را بهخوبی پس میدهد و اثبات میکند Remedy هنوز تکنیکهای جذابی را برای داشتن یک گیمپلی موثر، در اختیار دارد. صدا و گرافیک
صدا و موسیقی صداگذاری آلنویک بینظیر است. ANتمام مشخصات یک بازی اتمسفرمحور را در این بخش رعایت میکند. موسیقی و صداها کاملاً با فضا و جوی که در آن قرار دارید، هماهنگ است. جایی که باید، آرام میشود و در نقطهای دیگر اگر لازم شود، خون شما را برای کشتن تک تک تسخیر شدگان بهجوش میآورد.دوبلهها نیز از کیفیت مناسبی بهره میبرند و نباید از کیفیت خوب دیگر افکتهای بهکار رفته گذشت.دیالوگهای بخش Narration (صدای راوی قصه)با کیفیت پایینتر و باشتاب زیاد اجرا شدهاند و این زحمت باقی بخشهای صداگذاری را زیر سوال میبرد.این دیالوگ های اضافی خیلی خسته کنندهاند و به نظر من اضافهشدن راوی بهلطف کارگردان عزیز هم داستان بازی را مخدوش میکند، هم فرصت گرفتن نمرهی کامل بخش صداگذاری را از آن ربوده است. ![]() گرافیک هنری و فنی گرافیک بازی باتوجه به محدودیتهای عرضهی دیجیتال بسیار خوب عمل میکند. بکگراندها بسیار زیبا انتخاب شدهاند. محیطها نسبتاً پرجژئیات نشان میدهند. آبجکتها و بافتها کیفیت مناسبی را ارائه میدهند و از همه مهمتر نورپردازی خارقالعاده عمل میکند. افکتها بسیار خوش نقش از کار درآمدهاند. با اینکه نمیتوان از فیزیک نسبتاً پر اشکال بازی چشم پوشید ولی آنچنان شماخود را نشان نمی دهد. انیمیشنها بسیار بهتر از قبل شدهاند، مخصوصاً انیمیشن پرش آلن که بسیار بهتر عمل میکند. البته هنوز اشکالاتی بهاین بخش وارد است و باید اعتراف نمایم، رفع نشدن این اشکالات را اصلاً درک نمی کنم. چرا باید انیمیشنهای حرکتی کاراکترها بعد از گذشت این همه مدت از ساخت نسخهی اول، درگیر مشکلات پیش و پا افتاده ی این چنینی باشد؟! فریم ریت با توجه به نبود صحنههای شلوغ در اکثر مواقع ثابت است. نکتهی مثبت دیگر عمل کرد خوب بخش هنری در ساخت اتمسفر نهاییست. با توجه به محیطهای باز، جزئیات کاملاً قابل قبول رعایت شدهاند ولی با تمام این دقت عمل بعضی فضاهای خالی آزار دهنده اند. درنهایت ANاز نظر هنری و فنی همان چیزی است که در نسخهی اول میبینیم، فقط با چند تغییر جزئی نسبت به گذشته بهبود یافته است.
نتیجه گیری
Alan Wake: American Nightmare بازی خوب و خوش ساختیست. با این که از نظر داستانی طرفداران آلنویک را عذاب میدهد ولی برای این کار توجیه مناسبی دارد؛ یک آزمون و خطای ساده!امیدوارم اگر آلنویک ادامه پیدا کند تجارب این نسخه و نسخهی اول، یک شاهکار هنری را نسیب ما کند.
![]() همهجا تاریک است. آلن هنوز هم بهدنبال منبع آن خندههای شیطانیست. به دنبال تاریکی، برای نابودی آن، برای خلاصشدن از شر این کابوس وحشتناک! صدای خندهها واضحتر میشود. درست از پشت سر او به گوش میرسد. بدون مکث، سریع برمی گردد.ناگهان ... بر سر جایش خشک میشود. چهرهی مردی را میبیند که با وقاحت تمام به او میخندد. اما ... اما او دارد خودش را میبیند! خود آلن منشع تاریکی است ... صدای لرزان به گوش می رسد... آلن را صدا می زند ... بیدار شو آلن ...بیدار شو ... ناگهان تلویزیون کاملاً برفکی میشود!
نظرات شما عزیزان:
|
|
[ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin] |